بی نهایت - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
بی نهایت دوستش میدارمش آغوشِ امن و مهربانی که هرگز ندیده بودم را.
"چگونگی عق زدن،باب اول" - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
چند سال پیش تویِ دفترم نوشتم"فکر کردن به بعضی ها شبیه پیچیدن بویِ گازوئیل توی سینوس های آدم میمونه"بعضی از آدم ها جلویِ اینکه ما موجودات خوب و فرا زمینی که دست به برگ هایِ درختان میسایندو روی جدول کنار خیابون راه میرن باشیم رو میگیرن.اون آدمها به طرز واضحی نکبت بودن آفرینش انسانِ پست رو به ما یادآور...
- تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 17:09
همیشه ازش میترسمازینکه ازم عصبانی شه مثل سگ وحشت دارموقتی سرم داد میزنه تا چند روز آینده قلبم میزنه و به این فکر میکنم که روزگارمو چجوری قراره بخاطر کوچکترین خطایی سیاه کنه...همیشه...در همه ی زمان ها چیزایی وجود داره که بتونه به وسیله اونا روزگار منو سیاه کنهبهم زجر بده و خاکستر نشینم کنه...اون از ه...