همیشه ازش میترسم
ازینکه ازم عصبانی شه مثل سگ وحشت دارم
وقتی سرم داد میزنه تا چند روز آینده قلبم میزنه و به این فکر میکنم که روزگارمو چجوری قراره بخاطر کوچکترین خطایی سیاه کنه...
همیشه...
در همه ی زمان ها چیزایی وجود داره که بتونه به وسیله اونا روزگار منو سیاه کنه
بهم زجر بده و خاکستر نشینم کنه...
اون از همه ابزار برای شکنجه من از بچگی استفاده کرده
اما گاهی درست بعد ازینکه سرم داد زد و به خودم اومدم دیدم دارم سکته میکنم که قراره چه سرنوشتی داشته باشم یهو به خودم نهیب میزنم که مگه بیشتر ازینم ممکنه آزارت بده؟
دیگه میخواد چیکار کنه که نکرده
اما چرا این آب هیچ وقت از سر من نمیگذره؟
خسته ام
همیشه باید تو زندگیم از کسی بترسم
بترسم که با هر قدمی که برمیدارم روزگارم سیاه بشه...
تف به این روزگاه که هروزش بالاتر از سیاهی رنگی میشه....
جهنم جان...ما را در سایت جهنم جان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 44